گروه ورزش ماشه اقتصادی- از دسترس خارج شدن پلتفرم و سایت «فوتبال ۳۶۰» در حالی رخ داده که این رسانه در سالهای اخیر به یکی از معدود تریبونهای مستقل برای تحلیل و نقد فوتبال ایران تبدیل شده بود. اتفاقی که تنها چند دقیقه پیش از آغاز پخش زنده برنامه رخ داد و خود عادل فردوسیپور نیز در ابتدای برنامه با اشاره به آن گفت امیدوار است این موضوع صرفاً یک مشکل فنی باشد، اما بعد از مدتی با اشکهای عادل فردوسیپور مشخص شد که از دسترس خارج شدن پلتفرم و سایت این برنامه فراتر از یم مشکل فنی است و این همزمانی با حواشی روزهای اخیر، پرسشهای فراوانی را در افکار عمومی ایجاد کرده است.
این اتفاق تنها یک موضوع رسانهای نیست؛ بلکه فراتر از آن است و بار دیگر بحث قدیمی «حق نقد» در فوتبال ایران را به میان آورده است. فوتبالی که سالهاست از کمبود نقد کارشناسی رنج میبرد و هر صدای مخالف، به جای پاسخ فنی، با برچسبزنی یا حذف مواجه میشود.
از «بیوطنی» تا مطالبه برخورد با منتقدان
ماجرا از زمانی شدت گرفت که امیر قلعهنویی در واکنش به برخی انتقادها، منتقدان را با عباراتی تند خطاب کرد و و انها را افرادی نامید که از غار بیرون آمدهاند و برای منفعت و پول بیشتر دست به تخریب کادر فنی تیم ملی میزنند و در ادامه خواستار برخورد با آنها که برنامه فوتبال ۳۶۰ در راس آنها بود شد. ساعاتی بعد نیز خبر از دسترس خارج شدن سایت این مجموعه منتشر شد؛ همزمانیای که اگرچه به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست، اما موجی از گمانهزنیها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی ایجاد کرد و وایرال شدن سخنان عادل فردوسیپور نیز بر تقویت این فرضیه افزود.
فوتبال بدون منتقد، پیشرفت نمیکند
در همه کشورهای صاحب فوتبال، رسانهها وظیفه دارند عملکرد تیم ملی، فدراسیون و سرمربی را نقد کنند. هیچ مربی، مدیر یا بازیکنی فراتر از نقد نیست. اتفاقاً تیمهای موفق دنیا در فضایی رشد کردهاند که رسانههایشان بدون هراس، عملکرد فنی را زیر ذرهبین بردهاند.
اگر قرار باشد هر انتقادی به منزله مخالفت با منافع ملی یا دشمنی با تیم ملی تلقی شود، دیگر چیزی به نام روزنامهنگاری ورزشی باقی نمیماند و تنها یک روایت رسمی شنیده خواهد شد؛ روایتی که الزاماً کامل یا بیاشتباه نیست.
تکصدایی؛ بزرگترین تهدید فوتبال
فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تضارب آرا نیاز دارد. تکصدایی شاید در کوتاهمدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت مانع اصلاح اشتباهات خواهد شد. حذف رسانههای منتقد، نه کیفیت فنی تیم ملی را افزایش میدهد و نه اعتماد عمومی را بازمیگرداند. به به و چه چه کردن از تیم ملی فقط و فقط سقوط آن را سریعتر میکند و در جام ملتهای آسیای پیش رو بیشتر به پاشنه آشیل آن تبدیل خواهد شد.
منتقدان تیم ملی الزاماً مخالف تیم ملی نیستند. بسیاری از کسانی که امروز عملکرد کادر فنی را نقد میکنند، همان افرادی هستند که سالها برای موفقیت فوتبال ایران قلم زدهاند و موفقیت تیم ملی را موفقیت همه مردم میدانند.
«علی… علی…»
یکی از تصاویر ماندگار تاریخ فوتبال ایران، همان ویدیوی مشهور درگیری لفظی امیر قلعهنویی با خبرنگار و صدا زدن «علی…» است؛ صحنهای که سالهاست در حافظه فوتبالدوستان باقی مانده و هر بار با بالا گرفتن تنشهای رسانهای دوباره بازنشر میشود. این کلیپ، صرفنظر از قضاوت درباره آن، نمادی از رابطه پرتنش بخشی از مدیریت فوتبال با رسانههای منتقد شده است و اتفاقات رخ داده برای تیم عادل فردوسیپور آن صحنه معروف را بیشتر از قبل پررنگ میکند.
رسانه دشمن نیست
اگر رسانهای تخلف کند، قانون باید درباره آن تصمیم بگیرد؛ اما اگر صرفاً به دلیل نقد عملکرد فنی، امکان فعالیت یک رسانه محدود شود، این پیام به جامعه منتقل میشود که تنها یک روایت مجاز است و صدای مخالف جایی در فوتبال ایران ندارد.
تیم ملی متعلق به همه مردم ایران است؛ هم آنان که تشویق میکنند و هم آنان که نقد میکنند. موفقیت فوتبال ایران در گرو تحمل نقد، شفافیت و پاسخگویی است، نه محدود کردن رسانههایی که پرسش میپرسند.
فوتبال ایران برای پیشرفت، بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی که با گفتوگو ساخته میشود، نه با حذف صداهای متفاوت و فدراسیون و فوتبال و عوامل پشت پرده بیشتر د جهت خلاف در حال حرکت هستند و روز به روز وضعیت فوتبال ایران وخیمتر از قبل میشود.
